روزه سکوت

 

 

 

دیگر نمی نویسم!

دراین شب تاریک

نه مهتابی

نه ستاره ای

نه چراغی

نه شمعی

چه کسی می خواند؟

برای که بنویسم؟

ماه را پشت ابر سیاه پنهان کرده اند

ستاره هایم را ربوده اند

چراغ ها را شکسته اند

شمع ها را سوزانده اند

قلم ها را شکسته اند

دیگر نمی نویسم!

تا روزنه ای بیابم

شاید کورسویی  

شعاع نوری

یاری ام کند.

دیگر فریاد نمی زنم

دهانم را بسته اند

صدایی به جایی نمی رسد

چه فریادی!

بازار مسگرهاست

فریاد در این غوغا

گم است.

آنچه شنیده نمی شود

فریاد مردم است

تا تعطیلی بازار

روزه سکوت می گیرم

منتظر می مانم

تا نوری بتابد

برای نوشتن

تا گوشی بیابم

برای گفتن

تا آن روز

با همه آنان

که سرود آزادی سر داده اند

وداع می کنم

می روم!

تا خورشیدی بیابم

برای طلوع

مأذنه ای بیابم

برای فریاد

قلمی بیابم

برای نوشتن

به کجا؟

شاید به دنبال سهراب

پشت هیچستان

 

/ 1 نظر / 9 بازدید

سلام دوست عزیز دوست داری بدون پرداخت پول با ماهی98میلیون تومان استخدام بشی به این وبلاگ سر بزن مطمئن باش برای همیشه راحت زندگی خواهی کرد www.poolway.persianblog.ir